الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
357
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
بالاطلاق 1 ) و الاسناد 2 ) الى الزمانيات 3 ) فعلهاى مضارع اگر مستند به زمانيات باشد و متكلم در مقام بيان نيز باشد و به دلالت التزاميه برساند كه فلان حدث بعد از زمان تكلم محقق مىشود ، فعل مضارع مانند ماضى دلالت بر زمان دارد زيرا خصوصيت فعل ماضى و مضارع به دو شرط دلالت بر زمان ماضى و مضارع دارد . [ فعلهاى ماضى و مضارع به دو شرط دلالت بر زمان دارند ] شرط اول - تحقق در فعل ماضى و تقرب در فعل مضارع منتسب به زمان تكلم باشد ، زيرا اگر منتسب به غير زمان تكلم باشد دلالت التزاميه مطرح شده محقق نشده و بر زمان دلالت نمىكند مثلا تحقق و يا تقرب در مثال ( زيدا يجيئنى بعد يومين ) يا ( ان زيدا جاء امس ) منسوب به زمان تكلم نيست بلكه منسوب به مجئى زيد در زمان آينده يا گذشته مىباشد و دلالت بر زمان نمىكند ، به عبارت ديگر اگر فعل ماضى و مضارع اطلاق داشته باشد ، خصوصيت تحقق و تقرب به دلالت التزاميه از فعل فهميده مىشود . شرط دوم - بايد مسند اليه تحقق يا تقرب مبدأ ، از جمله زمانيات باشد نه غير آن . اما بايد بگوئيم كه اين گونه دلالت كردن افعال بر زمان به درد نحاة نمىخورد زيرا مستند به وضع لفظ نيست بلكه مستند به اطلاق مىباشد پس دلالت كردن افعال بر زمان مبتنى بر دو امر است ، يكى اينكه كلام اطلاق داشته باشد ، دوم اينكه مسند اليه از زمانيات به حساب آيد نه اينكه مسند اليه خود زمان يا از امور مجرد باشد . 1 ) اشاره به شرط اول دارد 2 ) اشاره به شرط دوم دارد 3 ) يعنى امور غير مجرد مثل زيد و عمر